راهكارهاي ارتباطي جنبش اصلاحطلبي(ويرايش ۱)
اشاره
هرچند همگان ميدانند كه جنبش اصلاحطلبي پايان نيافته است ولي روندهاي اتخاذ شده سرعت اين جنبش را بعد از «موج سبز» به حداقل كاهش داده است. درصورتي كه روشهاي كارآمدتري نيز به ذهن ميرسد كه ميتوان از طريق آنها روند رو به جلوي جنبش اصلاحات را تسريع كرد. البته تفاوت جنبش اصلاحطلبي در ايران و كشورهاي ديگر در اين است كه در ايران فعاليتهاي حزبي و گروهي منسجم با برخورد شديد حاكميت مواجه مي گردد و به تبع در صورت انسداد اين بخشهاي فرماندهي، كل جنبش با مشكل مواجه ميشود مانند و ضعيت پس از كودتاي 22 خرداد كه غالب سران اصلاحات بدون هيچ دليل و مدرك حقوقي دستگير شدند. لذا ضروري است در جنبش اصلاحطلبي ايراني، فرد، اشخاص يا گروههاي خاصي مسئوليت هدايت جنبش را برعهده نداشته باشند و رهبريت جنبش در سطوح متفاوت اجتماع پراكنده باشد تا در صورت ايجاد مشكل براي فرد يا گروهي ديگران اين روند را ادامه داهند. با اين توضيحات نحوه مبـارزه مسـالمت آميز با نمونههاي دگر متفاوت خواهد بود. در ادامه براي اين منظور مواردي توصيه ميشود.
1- سطوح مشاركت در جنبش:
اولين اصل اساسي در هر گونه مشاركت سياسي تعيين سطح مشاركت است. مشاركت Participation درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيتهاي گروهي است كه آنان را برميانگيزد تا براي رسيدن به اهداف گروهي، يكديگر را ياري دهند و در مسئوليت كار شريك شوند» (علويتبار 1382، صص 15-16) و «مشارکت سياسي فعاليت داوطلبانه اعضاي جامعه در انتخاب حکام و شرکت مستقيم يا غير مستقيم در سياست گذاري است (آريائي 1378 ص 30).
رابرت دال قلمروهاي مشارکت سياسي را شامل موارد ذيل مي داند:
1- شرکت در انتخابات رياست جمهوري
2- شرکت در انتخابات محلي
3- فعاليت در يک سازمان درگير حل مشکل
4- کار با افراد ديگر براي حل برخي مسائل جامعه
5- کوشش براي اقناع ديگران در راهي که خود عمل مي کنند
6- فعاليت براي يک نامزد حزب در طول انتخابات
7- تماس با دستگاه هاي حکوکتي
8- شرکت در جلسات سياسي
9- تشکيل گروه ها و سازمانها براي حل مشکلات جامعه
10- عضويت در يک سازمان سياسي
11- پرداخت پول به يک نهاد، حزب و يا نامزد انتخاباتي (رهبر 1380 ص 34)
فنون جنگ رواني اقتدارگرايان در كودتـاي 22 خـرداد
پس از تقلـب در انتخابات و كودتـاي 22 خرداد، جناح تماميت خواه براي اينكه صداي شهروندان معترض به نتيجه انتخابات را خفه نمايد از فنون جنگ رواني كه غالباً براي دشمنان كشورها به كار مي رود استفاده كرد. بايد خاطر نشان كرد كه فنون جنگ رواني براي براندازي و نابود سازي رقيب بكار برده ميشود كه اين امر بين كشورهاي متخاصم مرسوم است در صورتي كه در رقابتهاي سياسي هدف فقط از ميدان به در كردن رقيب براي تصاحب كرسيهاي سياسي است لذا در اين گونه مواقع از فنون تبليغاتي آنهم در حد معقول و در عرف و قوانين موجود كشور استفاده ميشود. به تعبير ديگر در جنگ رواني يك طرف منازعه كامل از بين ميرود و در جامعهاي كه همه از حقوق يكسان برخوردار هستند نميتوان عدهاي را معدوم و منكوب كرد. در صورتي كه جناح اقتدارگرا با استفاده از صداوسيماي دولتي، مطبوعات دولتي و سايتهاي بدون محدوديت اينترنتي جنگ رواني سختي را عليه اصلاحطلبان بپا كردند كه در اين نوشتار برخي از فنون اين عمل نكوهيده آورده ميشود.
انسداد كانالهاي ارتباطي:
تمسک به انقلاب مخملين:
حرکت در مسير قانون؛
نسبت دادن حرکت هاي مردمي به بيگانگان:
بي نتيجه بودن جنبش:
[نتايج موج سبز به پيوست است]
اتمام كار: پيوست: دستاوردهاي تاكنون اعتراضات مردمي [5/4/1388]
وينستون چرچيل: موفقيت به معني شکست خوردن ولي از دست ندادن شور و اشتياق است.
چرا هيچكس عليه صداوسيما شكايت نميكند؟
آيا اطلاعرساني رسانههاي بيگانه، دخالت در امور داخلي ايران است؟
|
۱۳۸۸: من توسط دولت، ملت تعيين ميكنم. |