آقاي دكتر مسعودي! خلاصه نويسي با مختصر نويسي متفاوت است!
« اشتباه بزرگي است كه خوانندگان خود را ساده لوح تر از آنچه واقعا هستند بپنداريد» ( ص 56 ) !!!
جناب آقاي دكتر اميد مسعودي به تازگي كتاب جديد « خلاصهنويسي براي رسانهها » چاپ كرده اند و قرار است با حضور اساتيد بزرگي همچون جناب آقاي دكتر كاظم معتمد نژاد، جناب آقاي دكتر باقر ساروخاني، جناب آقاي دكتر يونس شكر خواه و جناب آقاي دكتر احمد توكلي در كافه تيتر رونمايي شود و احتمالا تقدير از اين كتاب به عمل آيد . بر خود واجب ديدم من نيز از زحمات اين استاد فرهيخته علوم ارتباطات قدرداني كنم و با خواندن كتاب ايشان نشان دهم آثار ايشان را همگان با دقت كامل مي خوانند. اما چه سود كه اختلاف نظر پيش مي آيد و اميد است اميدخان اين شاگرد ملا لغتي را براي اين نقد ملامت نكند.[ البته بر خلاف توصيه ايشان در خصوص صراحت گويي است]
جناب آقاي دكتر اميد مسعودي در توضيح خلاصه نويسي ( summary ) مي نويسد:« خلاصه، بيان مجدد و كوتاه شده و نتايج اصلي يك مدرك است كه معمولا در انتهاي مدرك مي آيد، و مقصود آن ، تكميل آشنايي خواننده اي است كه متن را خوانده است. از آنجايي كه بخش هاي ديگر مدرك ، از جمله هدف و روش، معمولا در خلاصه مطرح نمي شود، اصطلاح خلاصه نويسي نبايد مترادف با چكيده تلقي شود.»( مسعودي 1385 ص 16) اصل قضيه در همين تعريف يعني « بيان مجدد » نهفته است كه آن را از كوتاه نويسي، مختصر و اختصار نويسي، ايجاز و كوتاهي كلام ؛ مجزا مي سازد. اما نگاهي به اين مقاله كتاب نما، حكايت از آن دارد كه جناب آقاي دكتر اميد مسعودي تفاوتي بين « بيان مجدد و بازنويسي » با « خلق يك متن » ندارند و هر دو عمل را با هم خلط كرده اند!!!!! !!!!! !!!!! اين خلط مطلب به كل اصل كتاب را زير سوال برده و مي توان نمره اي صفر و مردودي كامل به آن داد و بجاي راهنمايي نويسنده براي رفع ايرادات در چاپ هاي بعدي! به ايشان توصيه كرد! اين اثر غلط پراكن را از بازار جمع كنند.
اگر اين ايراد اساسي براي نقد كتاب، بسنده دانسته نشود به ايرادات ديگر نيز مي توان اشاره كرد.
1- منابع اصلي اين اثر چند تا است؟ 24 منبع فارسي و 14 منبع خارجي!!!!! !!!!! اگر به متن مراجعه شود به غير از كتاب «اصول چكيده نويسي » اثر صديق و مولوي؛ مابقي آثار هيچ نقش حرفه اي در اين كتاب ايفا نكرده اند.
2- در فصل « خلاصه نويسي در زمان گذشته» اشاره به قرآن و گلستان سعدي شده است و سوال اينجا است كه اين آثار يا آثار آل احمد خلاصه كدام آثار هستند و مشخص است كه ايشان پرمغز نويسي و مفيد نويسي را با خلاصه سازي يكسان تلقي كرده اند!!!
3- عدم اشاره به معايب كوتاه و مختصر نويسي يكي از كاستي هاي اثر آقاي دكتر است و براي جامعه امروزي كه افراد در نوشتن يك صفحه دچار كمي مطلب مي شوند اين اثر بهانه اي مي شود تا اين افراد به « تعاملات تلگرافي » عادت نمايند كه هيچ حسني به غير از سو تفاهم و عدم انتقال ايده هاي خود به ديگران ندارد.
4- قرابت رمان با خلاصه نويسي به هيچ نحوي قابل درك نيست و مشخص نمي شود چگونه آل احمد با خواند رمانهاي فردينان سلين توانسته اند كوتاه و پرمغز نويس[ و به قول آقاي دكتر خلاصه نويس ] شوند!!!
5- وجود حشو و مثالهاي بي مورد مانند تاريخچه سبك هرم وارونه( ص 25) و تاثير فردينان سلين ( ص29 ) در كتاب مغاير عنوان كتاب است.
6- استدلال « مهمترين دليل براي خلاصه نويسي يك متن، آسان خوانايي متن است.»(ص 30)!!!!! !!!!! !!!!! واقعا با هيچ يك از اصول و نظريه هاي ارتباطي جور در نمي آيد. برخلاف نظر آقاي دكتر مطالب مختصر و پر معنا از بد فهم ترين مطالب است كه بايد پس از مطالعه يا ديده و شنيده شدن، مخاطب زماني را براي تحليل آن اختصاص دهد كه در عصر ارتباطات جديد، فراهم آمدن اين زمان خالي براي مخاطب امكان پذير نبوده و به قول آقاي ژان لويي سروان شرايبر در كتاب نيروي پيام ، شهروندان بجاي اينكه بگويند فلان پيام را فهميدم مي گويند فلان پيام را شنيدم.
شايد استدلال منطقي تر، كمي زمان مخاطب، فضا و زمان در رسانه ها، حجم زياد اطلاعات، كم حوصله بودن مخاطب و دلايل ديگر باشد كه در كتب مربوط به اخبار راديو تلويزيون به وفور آمده اند.
6- « روشهاي خلاصه نويسي در نگارش» فقط اشاره به شيوه نگارش صحيح دارد و تمامي نوشته ها بايد از اين اصول پيروي نمايند و ربطي به شيوه خلاصه نويسي ندارند. اين نكات از ديد آقاي دكتر عبارتند از :
الف - از تكيه بر بديهيات بپرهيزيد. ب - از كلي گويي بپرهيزيد. ج- از آوردن حشو و زوائد خود داري كنيد. د - در نوشتن صراحت لهجه داشته باشيد. ه - از بكار بردن جملات و عبارات بي رمق و حشو بپرهيزيد. و - « كلمات رنگين» آفت خلاصه نويسي. ز - « كلمات رنگ آميزي شده» مخل خلاصه نويس. ح- از واژه هاي بيرنگ بپر هيزيد.
7- نكته جالب، كودكانه بودن توصيه ها است كه هر خواننده اي به اين ذهنيت مي رسد كه بايد از روي كتابهاي چگونه بنويسد براي كودكان و نوجوانان كپي شده است كه به ديدن واژه « انشاء » بجاي مقاله، خبر،يا گزارش در صفحه هاي 39 ، 40 و 47 اين تصور به يقين نيز تبديل ميشود.
8- عنوان« از تكيه بر بديهيات بپرهيزيد » ( ص 39 تا 43 ) مغاير تمامي اصول رسانه نويسي است. بطور مثال علت آلودگي هوا امر بديهي دود خودروها است حال چگونه يك خبرنگار اين اصل بديهي را بايد ناديده بگيرد و بگويد پهن گاو هاي گاوداريهاي اطراف تهران باعث آلودگي هواي تهران شده است! و توصيه غير علمي در همين راستا عبارت « سعي كنيد دلايل مخصوص خودتان را بنويسيد» ( ص 40 )!!!!! !!!!! !!!!! است. از كي تا بحال خبرنگاران بايد دليل مخصوص خودشان را بجاي علتها واقعي انعكاس دهند! ( خيلي عصباني ام باقيش را خودت بخوان . . . . . . . . . . . )
9- در قسمت « از كلي گويي بپرهيزيد » آمده « مي توان به جاي كلي گويي به مختصر گويي پرداخت» ( ص 44 ) و البته در آخر پاراگراف مختصر گويي را با مشخص گويي مترادف كرده اند كه نشان مي دهد استاد و مدير دانشكده ارتباطات سوره به غير از خلط خلاصه نويسي با مختصر نويسي آن را با مشخص نويسي نيز يكسان تلقي كرده اند و شايد تفكرات پست مدرنيستي است كه اجازه مي دهد انسانها به اين اندازه يله باشد.
10 – فرق « حشو و زوائد » و « بي رمق و حشو » چيست؟ و آيا اين تعاريف من درآوردي، مورد اجماع كارشناسان حوزه ارتباطات است؟ البته از اين تعاريف من درآوردي در كتاب زياد است از جمله ، كلمات رنگين، صراحت لهجه، رنگآميزي شده ، حشو
11- فصل چهارم: « شيوههاي خلاصه كردن متن »نام دارد كه دوباره توصيه هاي شيوه نگارش با انشايي جديد آورده شده كه عبارتند از: الف - حذف جمله هاي معترضه ب- حذف حشو ج - حذف واژه هاي مترادف د- ايجاز يا قصر ه- حذف مجامله( چرب زباني) و - حذف مداهنه (چاپلوسي و دو رويي) ز- پرهيز از تكرار مطلب ح- پرهيز از بكار بردن جمله هاي پر تكلف و پر طمطراق ط - حذف تشبيه و تمثيل ي- پرهيز از داستان سرايي.
12- ادعاي اينكه با رعايت نكات هشتگاه مذكور مي توان سخنراني ها و مصاحبه ها را خلاصه كرد( ص 81 مورد 1 ) فوق العاده تمسخر آميز مي نمايد. فرض شود آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم جناب آقاي دكتر مسعودي، يك ساعت سخنراني كنند و از همه چيز صحبت كنند و فقط با رعايت موارد مورد نظر ايشان بتوان اين سخنراني را براي پخش يكي دو دقيقه اي تلويزيون خلاصه كرد. با رويكرد ديگر اگر هنوز رئيس جمهور پيشين جناب آقاي خاتمي بر مسند قدرت بودند و هيچ يك از موارد مورد اشاره آقاي دكتر مسعودي در گفتارشان جاي نداشت، چگونه مي شد آن را خلاصه كرد؟!؟!؟!؟!؟
13- آيا تفاوتي براي خلاصه كردن بين رسانه هاي راديو، تلويزيون، روزنامه ها، مجلات وسايتها وجود ندارد و همه از اين شيوه نگارش آقاي دكتر پيروي مي كنند.
۱۴- بخش كارگاه خلاصه نويسي اين كتاب هيچ شباهتي به خلاصه نويسي ندارد و شبيه چكيده نويسي است كه از آن گذر مي شود.
۱۵- نهايت در گذشته نه چندان دور اساتيد روزنامه نگاري تاكيد مي كردند كه در كار خبري باز نويسي داريم اما خلاصه نويسي نداريم حال چگونه جناب آقاي دكتر اين رويه نسل گذشته كه خيلي از آنها نيز زنده مي باشند را زير پا گذاشته اند؟
البته به دوستاني كه اين كتاب را خريده اند توصيه مي شود؛ فصل سوم: « تلخيص يا خلاصه كردن» ( ص 60 تا 69) را مطالعه نماييد زيرا تنها بخشي است كه آقاي دكتر ايده اي در آن نداشته اند و شما را در تلخيص تا حدود مختصري ياري مي دهد.
منابع:
مسعودي اميد( 1385 ) خلاصهنويسي براي رسانهها ؛ انتشارات خجسته
صديق بهزادي ماندانا و مولوي فرشته ( 1381) اصول چكيده نويسي بر اساس استاندارد ايزو 214-1976 انتشارات كتابخانه ج ا ا