تبليغاتX
منتقد ارتباطات - اصطلاحي جديد در ادبيات روزنامه نگاري! بوجود آوردن رسانه هاي فله اي!!!
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

اصطلاحي جديد در ادبيات روزنامه نگاري! بوجود آوردن رسانه هاي فله اي!!!


جناب آقاي علي اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور براي اولين بار عبارت«‌ بوجود آوردن رسانه هاي فله اي » را بكار برده اند . در تاريخچه اين عبارت فله اي بايد گفت زماني كه در سال 1377 قوه قضاييه به سركردگي قاضي مرتضوي اقدام به تعطيلي انبوهي از مطبوعات بدون هيچ دليل و مدركي كرد؛ جناب آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير زمان جنگ براي نكوهش امر؛ عبارت « تعطيلي فله اي مطبوعات» را مطرح كردند. حال پس از گذشت سالها مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور كه بايد متولي و طرفدار رسانه ها و به خصوص مطبوعات باشد براي تخريب مطبوعات از عبارت « ‌ بوجود آوردن رسانه هاي فله اي » استفاده مي كنند.
 ابتدا در خصوص واژه « فله اي » بايد گفت كه جناب آقاي ميرحسين موسوي براي دفاع از شهروندان و جامعه مدني در مقابل رفتار غير قانوني حاكميت و قوه قضاييه اين عبارت را بكار بردند در صورتي كه مشاور مطبوعاتي ناآگاه رئيس جمهور براي منكوب سازي مطبوعات، شهروندان و جامعه مدني از واژه « فله اي » استفاده كرده اند كه اين مقايسه فاصله زياد دو تفكر را در ايران نشان مي دهد.( يك واژه در دو حوزه معنايي)
رويكرد ديگر عرضه و تقاضا در حوزه اقتصاد و فرهنگ است. واژه « فله اي » قابل اطلاق براي رسانه ها و مطبوعات نيست. سوال اينجا است، كه آيا تاكنون كسي مدعي شده است سوپرماركتهاي فله اي در ايران درست شده است . بايد گفت خير چون اين عرضه و تقاضا است كه وجود يا عدم را براي يك سوپرماركت تعيين مي كند. نمونه فرهنگي آن كمكهاي يارانه اي زيادي است كه به سينماي ايران مي شود ولي بعلت عدم تقاضا توسط شهروندان، اين صنعت با زور يارانه نيز رشد نكرده است. مطبوعات و خبرگزاري ها نيز از همين قانون پيروي مي كنند و اگر تقاضایی وجود نداشته باشد آنها نيز ورشكسته شده و از دور خارج مي شوند و ديگر نياز به استفاده از عبارت« فله اي »  نيست.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه مشاور نابخرد رياست جمهوري، بر خلاف ديگر مسئولان همفكرش كه در لفافه سخن مي گويند و به تمجيد و تعريف كاذب از رسانه ها و بخصوص مطبوعات مي پردازند و فقط در زمان هايي ؛ همچون بيان عملكرد وزير فرهنگ ستيز ارشاد مشخص مي شود كه « 80 خبرگزاري و 1800 روزنامه در انتظار دريافت مجوز » است؛ نيت و باطن اين افراد بر ملا مي شود و معلوم مي گردد كه اينها براي چه بر مسند قدرت نشسته اند.
بايد گفت؛  بيانات نابخردانه اين مشاور مطبوعاتي به عبارت فله اي ختم نمي شود بلكه افاضه فضل بيشتري نيز داشته اند كه در ذيل به اهم آنها اشاره مي شود.
ايشان گفته اند « توسعه رسانه اي اشتباه بود » !!! حال سوال اينجاست كه بر اساس كدام سند و مدرك ايشان اين امر را اشتباه دانسته اند؟ آيا بر اساس چشم انداز 20 ساله و قانون توسعه برنامه پنج ساله چهارم و يا منويات گروهي و جناحي خود!؟!؟!؟ بطور حتم بر اساس چشم انداز 20 ساله و قانون توسعه برنامه پنج ساله چهارم ايران؛ عملكرد دولت در زمينه رسانه ها عقب تر برنامه ها نيز مي باشد و صحبت ايشان حرفي به گزاف است، ولي بر اساس منافع جناحي كه بايد فقط تبليغات سياسي دولت انعكاس يابد و رسانه حق بيان هيچ مطلبي را ندارند حتي اگر غير محرمانه و رسمي نيز باشد قابل توجيه است.

نكته ديگر عبارت « رسانه ها به صورت فله اي به وجود آمدند و اين کار را هم کساني کردند که تخصص روزنامه نگاري نداشتند و تبحر و هنر آنها محدود به عرصه تبليغات سياسي و راه اندازي عمليات رواني بود » مي باشد. سوال اينجا است كه چه كسي تعيين كننده تخصص روزنامه نگاري است؟ آيا به غير از اساتيد اين رشته كسي صلاحيت اين داوري را دارد؟ وقتي مشاهده مي شود تمامي اساتيد اين رشته وضعيت مطبوعات پس از دوم خرداد را خيلي خيلي بهتر از زمان روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد مي دانند و تقريبا تمامي اساتيدي كه در اين حوزه فعاليت مطبوعاتي مي كردند هم اكنون بيكار هستند و يا در حاشيه قرار گرفته اند . اگر اين انديشمند جناح راست قبل از دوم خرداد را مد نظر دارد آيا به غير از رسالت و كيهان و اطلاعات كه هيچ كس انگيزه اي براي مطالعه آنها نداشت مطبوعه ديگري وجود داشت؟ تصور مي شود بي انصافي نيز بايد حدي داشته باشد كه در اين دولت و مشاور مطبوعاتي آن مشاهد نمي شود.
عبارت «  افزايش تعداد روزنامه ها به مفهوم يک رشد کمي بود اما در عمق و کيفيت با يک پسروي جدي و قابل ملاحظه مواجه شديم و اين پسروي همچنان گريبان روزنامه هاي به جاي مانده از آن دوران را که عمدتاً نمايندگي احزاب سياسي را برعهده دارند، چسبيده است » از مضحك ترين گفتار محسوب مي شود. خوشبختانه آرشيو مطبوعات از ماندگارترين آرشيو هاي اسنادي محسوب مي شود كه با مراجعه به آنها و مقايسه مطبوعات دوم خرداد با قبل از آن حكايت جهشي بسيار بلند را نشان مي دهد كه در تاريخ روزنامه نگاي ايران بي سابقه است و حتا بي انصاف ترين كارشناسان اين حوزه نيز بر اين موضوع اتفاق نظر ندارند حال  چگونه مشاوري اين مقدار مغرض پيدا مي شود كه بديهيات اين حوزه را ناديده مي گيرد! ! !
« چگونه ممکن است روزنامه اي با استفاده از کمک هاي مالي دولت فرصت انتشار پيدا کند و حتي دولت مهمترين مشتري و خريدار توليدات او باشد، اما از نشر اخبار و گزارش هاي مربوط به خدمات دولت اجتناب ورزد » ادعاي احمقانه ديگري است كه اين مشاور انجام داده است! آيا ايشان و دولتشان واقعا تصور مي كنند يارانه ها كمكهاي دولت به ديگران است؟؟؟ و نمي دانند كه يارانه ها همان پول شهروندان است كه از آنها گرفته مي شود و در قالب ديگري كه همانا يارانه باشد به شهروندان بازگردانده مي شود؟؟؟ آيا اين دولت ارثيه پدري داشته است و امروزه روز در قالب يارانه توزيع مي كند كه طلب كار از شهروندان و مطبوعات آنها شده است؟؟؟ و انتظار دارد بله قربانگوي او باشند و فقط سخنان او را انعكاس دهند!!!
  « اطلاع رساني شفاف درباره خدمات دولت در بخش هاي مختلف را که اينک در گستره اين کشور پهناور نمود پيدا کرده است، يک انتظار بديهي و طبيعي مي دانيم» ابهام اين خواسته در اين است كه موضوع « اطلاع رساني شفاف » را مطرح ساخته است در صورتي كه رسانه ها؛ مزدوران دولت نيستند تا بخواهند اطلاع رساني براي آن كنند كه  شفاف يا غير شفاف باشد. دولت براي خود رسانه و خبرگزاري دارد و مي تواند از آنها كه جيره خوارش هستند بخواهد كه برايش اطلاع رساني كند .
« مطبوعات با سرپوش گذاشتن و منعکس نکردن دستاوردها و پيشرفت ها، در ايجاد سرخوردگي هاي اجتماعي و احساس ياس و شکست در جامعه، مسئولند و بايد پاسخگو باشند.» اين نيز از آن استدلالها است!! بر اساس كدام قانون و هنجار عدم انعكاس دستاوردها و پيشرفت ها باعث ايجاد مسئوليت براي شهروندان است. چگونه كار نكردن در اين كشور هيچ مسئوليتي براي مسئولان ندارد و فقط اين مسئوليت براي شهروندان است در ثاني كدام دستاورد ها و پيشرفتها ؟؟؟ آيا منظور . . .
« با اين همه دولت نهم از خود صبوري نشان داده و هيچ اقدامي براي محدود ساختن فضاي رسانه يي کشور به عمل نياورده و بيش از خود روزنامه ها از حريم آزادي مطبوعات پاسداري کرده است» شايد اين عبارت را بتوان بزرگترين دروغ بي شرمانه دانست. در زماني كه هيچ مطبوعه آزادي خواهي در اين كشور منتشر نمي شود و تمامي سايتهاي سياسي فيلتر شده اند و حتا سايت حاكميتي بازتاب نيز به استناد آيين نامه غير قانوني ساماندهي سايتهاي اينترنتي مسدود شده است باز هم مي توان سخن از پاسداري حريم آزادي، به ميان آورد!!! آيا اينها شهروندان را نفهم مي پندارند؟؟؟
« احزاب و گروه هاي سياسي همواره در تلاش هستند از رسانه هاي ارتباط جمعي به عنوان ابزاري موثر در جهت منافع حزبي و جناحي استفاده کنند» گفته مذكور شائبه اين را ايجاد مي كند كه عمل احزاب و گروه هاي سياسي غير قانوني و غير اخلاقي است، در صورتي كه فلسفه احزاب و گروه هاي سياسي در داشتن ارتباط با شهروندان است و ابزار اين ارتباط نيز رسانه ها است و نمي توان حزب يا گروهي را يافت كه براي ارتباط با شهروندان از اين ابزار استفاده نكند حال چگونه از ديد ايشان و همفكرانشان عملي مذموم و غير قانوني است را بايد از خودشان جويا شد.
« دولت موظف به حراست از فضاي آزاد و رقابت سازنده در جامعه است اما هيچ تعهد يا وظيفه يي براي حمايت و پشتيباني مالي و اداري از رسانه هاي وابسته به احزاب و گروه هاي سياسي ندارد. » آبشخور اين گفته نيز همان انديشه ارث پدري است كه دولت يارانه ها و كمكهاي دولتي را ارث پدري خود مي داند و تصور مي كند از جيب خود هزينه مي كند و نمي داند كه اين پول از آن خود همان احزاب، گروه ها و طرفداران آنها است كه به ناحق دست ايشان افتاده و براي پس دادن پول خودشان به خودشان شرط و شروط قائل مي شوند.
 « اگر رانت خواران و ويژه خواران بر منابع عمومي چنگ انداختند و اگر يک اقليت اشرافي در جامعه سر برآورد و انواع گرفتاري هاي اخلاقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه رواج پيدا کرد، قبل از هر کس بايد به سراغ رسانه هاي ارتباط جمعي آن جامعه رفت و اصحاب آن را مورد سوال قرار داد» اين مطلب را نيز از دو جنبه مي توان برسي كرد 1- آيا فقط كمبودها و ناكارآمدي هاي جامعه بايد انعكاس يابد؟ آيا اگر كاستي ها و بي لياقتي هاي اين دولت و دولتمردان انعكاس يابد بازهم ايشان و دولت متبوع شان طاقت مي آورند و از انگهاي پيش گفته براي منكوب سازي آنها استفاده نمي كنند؟ 2- رويكرد ديگر اين است كه گرفتاري هاي اخلاقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي اكثرا ناشي از همين دولت ناكارآمد و احمق است؛ ايشان مثالي بياورند كه مشكلات و گرفتاري ها  از شهروندان نشات گرفته باشد تا رسانه ها بخواهند و بتوانند آنها را افشا كنند. زماني كه اقتصاد، فرهنگ و اخلاق دولتي است؛ تصور مي شود اين حرفها فقط گزافه اي بيش نباشد كه مسئولان فقط براي فرار از مسئوليت، آنها را مطرح مي سازند.

متن خبر ها
مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور
جريان سازان براي تقابل چهره هاي اصولگرا با دولت توطئه مي کنند
گروه سياسي؛ «جريان سازان با قراردادن چهره هاي موجه اصولگرا در صف موضع گيري و تقابل با دولت عوامل مستقيم خود را که پيش تر به دليل سوءسابقه شهامت و جرات حضور در صحنه براي مقابله با دولت را نداشتند وارد معرکه کرده اند.» علي اکبر جوانفکر مشاور رئيس جمهور با اين جمله از توطئه يک گروه خاص که وي آنها را «جريان سازان» ناميد خبر داد. اعتراف تلويحي مشاور احمدي نژاد به تقابل برخي از چهره هاي موجه اصولگرا در حالي ابراز شد که وي اين تقابل را طرح تبليغاتي و سياسي يک گروه خاص و حرفه يي براي تضعيف دولت و بازگشت مجدد به عرصه مديريت سياسي کشور با استفاده از ابزار مطبوعات دانست.
خاتمي فضاي آرام کشور را متلاطم کرد
به گزارش رجانيوز مشاور احمدي نژاد آغاز فعاليت اين جريان را در 10 سال اخير و از زمان رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي عنوان کرد. وي ضمن انتقاد از سياست هاي رئيس جمهور پيشين در به وجود آوردن رسانه هاي فله يي و متلاطم کردن فضاي آرام کشور با عقبه سياسي و مطبوعاتي، راي مردم به احمدي نژاد را نتيجه به ستوه آمدن مردم از اين فعاليت ها دانست و اظهار داشت؛ آقاي خاتمي وزير کنار کشيده فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني بود و هنگامي که مسووليت رياست جمهوري را بر عهده گرفت، مجموعه يي از عوامل همفکر و همراه او که در عرصه هاي سياسي و مطبوعاتي فعال بودند، با وي به صحنه آمدند و مراکز مهم اجرايي و پس از آن مراکز تصميم گيري مانند مجلس ششم را در اختيار خود گرفتند. اين مجموعه از عناصري ترکيب شده بود که عمدتاً در حوزه سخنوري، نوشتن و طرح ريزي هاي سياسي فعال بودند. مواضع و اقدام هاي آنها، فضاي آرام کشور را به سرعت متلاطم و ناآرام کرد و شد آنچه نبايد مي شد. اما در انتخابات سوم تيرماه سال گذشته، دکتر احمدي نژاد نه با يک عقبه سياسي و مطبوعاتي بلکه با پشتوانه يي از خدمات درخشان اجرايي در عرصه پيچيده يي مانند مديريت شهري به صحنه آمد. شايد بتوان گفت که مردم به ستوه آمده از حرف ها و نظريه پردازي هاي بي حاصل و رويکردها و عملکردهاي تنش زا در عرصه مديريت اجرايي کشور، به سمت کسي رو کردند که او را مرد عمل، کار و خدمت مي ديدند و ديديم که او را از ميان حجم سنگيني از تبليغات مسموم برگزيدند.
توسعه رسانه يي اشتباه بود
وي توسعه رسانه يي در دوران 8 ساله رياست جمهوري خاتمي را از لحاظ کمي يک اشتباه بزرگ دانست و گفت؛ اين اشتباه بزرگ آن بود که رسانه ها به صورت فله يي به وجود آمدند و اين کار را هم کساني کردند که تخصص روزنامه نگاري نداشتند و تبحر و هنر آنها محدود به عرصه تبليغات سياسي و راه اندازي عمليات رواني بود. يعني افرادي با پشتوانه هاي مالي مشکوک، اقدام به راه اندازي روزنامه هايي کردند که نقش و کارکرد آنها چيزي جز پايگاه دشمن نبود. يک نفر که نمي دانست کلمه مطبوعات چگونه نوشته مي شود، صاحب امتياز چند روزنامه شد و هرگاه با يکي از آنها برخورد قانوني مي شد فوراً يک روزنامه ديگر را جايگزين آن مي کردند. در واقع يک جريان سياسي مخالف نظام توانسته بود سيطره خود را بر فضاي رسانه يي کشور حاکم کند. به اين ترتيب مي خواهم بگويم که افزايش تعداد روزنامه ها به مفهوم يک رشد کمي بود اما در عمق و کيفيت با يک پسروي جدي و قابل ملاحظه مواجه شديم و اين پسروي همچنان گريبان روزنامه هاي به جاي مانده از آن دوران را که عمدتاً نمايندگي احزاب سياسي را برعهده دارند، چسبيده است، به نحوي که امروز تعداد زيادي روزنامه با شمارگان محدود در کشور وجود دارند و وجه مشترک آنها نيز پايين بودن کيفيت و محتواست.
تعهدي به حمايت از روزنامه هاي حزبي نداريم
جوانفکر در ادامه کتمان کردن حقايق به دليل تعلقات سياسي و وابستگي هاي مالي و اقتصادي را گناهي نابخشودني دانست و گفت؛ در معنا مجازاتي بيش از جرم خيانت به آن مترتب مي شود. وي تصريح کرد؛ چگونه ممکن است روزنامه يي با استفاده از کمک هاي مالي دولت فرصت انتشار پيدا کند و حتي دولت مهمترين مشتري و خريدار توليدات او باشد، اما از نشر اخبار و گزارش هاي مربوط به خدمات دولت اجتناب ورزد و حتي همزمان زبان خود را به بي حرمتي، توهين و هتاکي نسبت به دولت و مسوولان کشور دراز کند؟ ما از هيچ رسانه يي توقع مجيزگويي و تعريف و تمجيد نداريم و اصولاً چنين رويکردي را نمي پسنديم، اما اطلاع رساني شفاف درباره خدمات دولت در بخش هاي مختلف را که اينک در گستره اين کشور پهناور نمود پيدا کرده است، يک انتظار بديهي و طبيعي مي دانيم. مطبوعات با سرپوش گذاشتن و منعکس نکردن دستاوردها و پيشرفت ها، در ايجاد سرخوردگي هاي اجتماعي و احساس ياس و شکست در جامعه، مسوولند و بايد پاسخگو باشند. وي ادامه داد؛ با اين همه دولت نهم از خود صبوري نشان داده و هيچ اقدامي براي محدود ساختن فضاي رسانه يي کشور به عمل نياورده و بيش از خود روزنامه ها از حريم آزادي مطبوعات پاسداري کرده است.جوانفکر با انتقاد از تريبون شدن مطبوعات براي حزب و گروه هاي سياسي وابسته گفت؛ احزاب و گروه هاي سياسي همواره در تلاش هستند از رسانه هاي ارتباط جمعي به عنوان ابزاري موثر در جهت منافع حزبي و جناحي استفاده کنند. وي ادامه داد؛ دولت موظف به حراست از فضاي آزاد و رقابت سازنده در جامعه است اما هيچ تعهد يا وظيفه يي براي حمايت و پشتيباني مالي و اداري از رسانه هاي وابسته به احزاب و گروه هاي سياسي ندارد. وي همچنين ضمن انتقاد از عملکرد مطبوعات در برخي رانت خواري ها و فساد اخلاقي و مالي گفت؛ اگر رانت خواران و ويژه خواران بر منابع عمومي چنگ انداختند و اگر يک اقليت اشرافي در جامعه سر برآورد و انواع گرفتاري هاي اخلاقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه رواج پيدا کرد، قبل از هر کس بايد به سراغ رسانه هاي ارتباط جمعي آن جامعه رفت و اصحاب آن را مورد سوال قرار داد. جوانفکر در واکنش به برخي اظهارات مبني بر بي توجهي احمدي نژاد به نخبه ها اين مساله را دروغ بزرگ دانست و گفت؛ رئيس جمهور نه با يک جمع مدعي روشنفکري بلکه با بدنه نخبگان در کل کشور ارتباط برقرار کرده و نظرات آنها را مورد توجه قرار مي دهد. در اين ميان، معدودي از افرادي که به خودشان لقب روشنفکر، نخبه بودن و به تازگي خلاق بودن را مي دهند، مدعي آن هستند که رئيس جمهور آنها را به بازي نمي گيرد. البته اين افراد به دليل در اختيار داشتن جايگاه هاي رسمي، به تريبون هاي مختلفي هم دسترسي دارند و به طرح نظرات و ديدگاه هاي خود مي پردازند اما در عين حال با اعمال فشار سياسي و تبليغاتي مي خواهند جايي براي اجرايي کردن نظرات خويش بيابند.
منبع: اعتماد 29/11/1385
http://www.etemaad.com/Released/85-11-29/103.htm
صفار هرندي در گفت‌وگو با فارس خبرداد: ‌
80 خبرگزاري و 1800 روزنامه در انتظار دريافت مجوز
خبرگزاري فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در حال حاضر حدود 70 الي 80 خبرگزاري و حدود 1700 الي 1800 نشريه در نوبت دريافت مجوز هستند.
محمدحسين صفار هرندي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در پاسخ به اين سوال كه اخذ مجوز براي نشريه و خبرگزاري چقدر طول مي‌كشد، گفت: بعضي ممكن است، چند سال طول بكشد. در حال حاضر بعضي از اين‌ نشريه‌ها از سال 81 در نوبت دريافت مجوز هستند.
وي اضافه كرد: ما نشريات تخصصي را در اولويت دريافت مجوز قرار داديم و در حال حاضر در مورد اين نشريات تقريباْ به سال رسيديم و الان نشريات تخصصي كه براي امسال درخواست داشتند در نوبت دريافت مجوز هستند.
صفار هرندي ادامه داد: در مورد نشرياتي كه موضوعاتشان كمتر در جامعه پرداخته شده نيز اولويت قائل هستيم. ضمن اينكه دريافت نشريه براي مناطق محروم نيز در اولويت است.
وي افزود: چند استان كشور كه تقاضاي دريافت مجوز نشريه آن‌ها مدت‌ طولاني مانده بود، يكجا رسيدگي شد. سه استان را نيز اخيراْ هيئت نظارت بر مطبوعات به آن‌ها رسيدگي كامل كرد. استان خوزستان يكي از اين استان‌ها بود كه به تقاضاهاي آن‌ها رسيدگي كامل شد و چند استان نيز در دستور هستند كه طي هفته‌هاي آينده تكليفشان معلوم مي‌شود.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اظهار اميدواري كرد كه در مورد چاپ نشريات در كشور به يك توازن و اعتدال در همه شهرها برسيم.
وي گفت: ما سعي كرديم كه سرعت پاسخگويي را افزايش دهيم اما اين موضوع به اين معني نيست كه هر كه تقاضاي نشريه و خبرگزاري كرد، جواب مثبت داده شود.در اين صورت آشفته بازاري به وجود مي‌آيد. حتي خود اهالي مطبوعات صدايشان بلند شده است كه در يك استان كوچك 70، 80 نشريه زياد است، خودشان سرسام گرفتند.
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511230578


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 20:27  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results