تبليغاتX
منتقد ارتباطات - چرا بجاي تكميل مباحث، فقط آيه ياس مي خوانيم؟
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

چرا بجاي تكميل مباحث، فقط آيه ياس مي خوانيم؟

   حوزه عمومي« Public sphere» در آثار يورگن هابرماس در ابتدا قهوه خانه ها، كافه ها، مراكز نمايشي، و مطبوعات آن زمان به تصوير كشيده شده است و سپس اين عرصه روز به روز رشد نموده به نحوي كه امروزه گستره وسيعي از جامعه كه شامل انجمن ها، نهادهاي عمومي، سازمانهاي غير دولتي و غيره؛ مشتمل اين حوزه عمومي مي گردند و بعلت گستره وسيع خود همچون دوران ابتدايي كه هابرماس بيان مي دارد ديگر نمي توان با استفاده از ارتباطات رودررو ، امكان برقراري ارتباط بين اجزاي حوزه عمومي را برقرار ساخت. در وضعيت كنوني اين رسانه هاي همگاني هستند كه توانايي برقراري ارتباط بين اجزاي حوزه عمومي را دارند و بدون آن تقريبا هيچ حوزه عمومي شكل نمي گيرد.
   در جامعه ايران رسانه ها از ابتدا در سيطره حاكمان قرار داشته است و حتي زمان هايي هم كه ادعاي آزادي رسانه ها وجود داشته نظارت [ بخوانيد دخالت] بي حد و مرز حاكميت عامل انسداد اين كانال ارتباطي در حوزه عمومي بوده است. نظام جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان وارث خلف حكومت هاي پيشين در قانون اساسي [ اصل 175]  راديو و تلويزيون به عنوان مهمترين ابزار ارتباطي حوزه عمومي جوامع كنوني را  به انحصار حاكميت در آورد و البته حاكميت از اين نيز فراتر رفته و رسانه هاي مكتوب را نيز در از طريق قانون و يا مالكيت آنها، در سيطره خود گرفته به نحوي كه امروزه رسانه هاي چاپي و الكترونيك در حوزه حاكميت قرار دارند.
   در اين وضعيت فقط و فقط سايتهاي شخصي و وبلاگها كه جزئي از حوزه رسانه هاي ديجيتال مي باشند در اختيار شهروندان در تحقق حوزه عمومي قرار گرفته است تا بتوانند انديشه هاي خود را كه در حوزه خصوصي پرورش يافته را به حوزه عمومي منتقل كنند. اما  جامعه ايراني؛  كه قرن ها در سيطره بي چون چراي حاكمان مستبد قرار داشته؛ درس دموكراسي، تحمل ديگران و مشاركت و همياري را نياموخته است لذا ناخودآگاه به مقابله با يكديگر مي پردازند كه در خصوص وبلاگها و كامنت هايي كه براي آنها گذاشته مي شود به خوبي اين امر نمايان است.  
   مطالعه و مرور سطحي اكثر اظهارنظر ها در سايتهاي شخص و وبلاگها؛ حكايت از ياس و نا اميدي دارد!!! و فقط اظهار مي شود كه تلاشها و مطالب هيچ ثمري ندارد كه اين امر نويسندگان را به ورطه نااميدي سوق مي دهد. حال سوال اينجا است كه آيا اگر همه مانند اظهار نظر كنندگان بخواهند هيچ كاري حتي فكر كردن و حرف زدن را نيز انجام ندهند [عمل پيشكش ] چگونه مي توان انتظار داشت كه جامعه حداقل از لحاظ فكري و انديشه فربه شود و در صورت و جود شرايط مناسب، عمل نيز شود.
   مثالي شرايط را بهتر روشن مي نمايد. در سال 1357 بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي حكومت استبداد پهلوي سقوط كرد، اما زماني كه حكومت تغيير كرد بعلت نداشتن پشتوانه فكري لازم كه تمامي حكومت داري در نصايح و مطالب پراكنده استاد مطهري و دكتر شريعتي خلاصه شده بود؛ كشور در اختيار افرادي قرار گرفت كه تا آن زمان نه حكومت داري كرده بودند و نه به لوازم حكومت داري انديشيده بودند. نتيجه اين بي دانشي، وضعيت نابساماني شد كه عراق به خود اجازه تعرض به ايران را داد و در وضعيت امنيتي جنگ، تمامي شعارهاي آزادي و استقلال به فراموشي سپرده شد و پس از گذشت نزديك به سه دهه از آن زمان دوباره بايد شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي [ نه حكوت اسلامي] سر داد.
    حال كه شرايط حداقل در سايتها و وبلاگها براي پرورش انديشه ها بوجود آمده است برخي ناخودآگاه آب به آسياب « تمامت خواهان سياسي» مي ريزند و با ايجاد ياس در امر تحول و دگرگوني جامعه، در صدد تثبيت وضعيت كنوني بر مي آيند، البته جالب آنكه اين ياس پراكنان، نداي روشنفكري و اصلاح طلبي نيز سر مي دهند و براي خود طرفداراني نيز گرد آورده اند.
   اين روند هرچند در جامعه نمود بيشتري دارد اما مدتي است كه به حوزه هاي علمي نيز رسوخ كرده است و اگر انديشه و ايده اي توسط فردي عنوان شود ديگران بجاي حك و اصلاح [ نقد ] و تكميل موضوع در صدد بيان الفاظي ياس آور و مخرب بر مي آيند، و به اين ترتيب نويسنده از هرگونه نوشتن مايوس و نا اميد مي شود. به اين ترتيب انديشه ها و ايده ها كه در حوزه خصوصي افراد كه در اثر مطالعه و تعمق، شكل گرفته اند و در صدد ورود به حوزه عمومي براي چكش كاري و آبديدگي مي باشند در ابتداي ورود به حوزه عمومي با رفتارهاي ناشيانه و ناخود آگاه عده اي سركوب مي شود.
تقريبا همان كاري كه حاكميت با انحصار رسانه ها در حوزه عمومي كشور ايران انجام مي دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:13  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results