عدم خود باوري اساتيد تا كي؟؟؟
اگر گفته شود اساتيد ارتباطات به مطالب تدريس شده خود اعتقادي ندارند و آنها را ياوه هايي بيش نمي دانند و آموخته های آنها هيچ ارزش علمي ندارد؛ تمامي اساتيد محترم ارتباطات بر عليه صاحب سخن بشورند و درباره كارآمدي و ارزشمند بودن متون تدريس شده خود قلم فرسايي ها و سخنراني ها نمايند!!! اما زماني كه پاي عمل به ميان مي آيد هيچ يك از اين اساتيد بزرگوار متون تدريس شده خود و ديگر اساتيد ارتباطات را قبول ندارند.
براي اينكه بهتر موضوع شكافته شود مقاله يا پايان نامه خود را بدون استفاده از منابع انگليسي مرقوم نماييد. مشاهده می نمایید که هيچ استادي براي كار شما ارزش علمي قائل نمي شود اما همينكه چند منبع انگليسي [ حتي بي ربط] به آن اضافه نماييد مورد تاييد تمامي اساتيد قرار مي گيرد. اين امر در خصوص مجلات نيز كه از داوران دانشگاهي سود مي برند نيز صادق است به اين مفهوم كه اگر مقاله ارائه شده از منابع خارجي استفاده كرده باشد مورد تاييد قرار مي گيرد و در غير اين صورت اگر پارتي و آشنايي وجود نداشته باشد امكان چاپ مقاله به صفر نزديك مي شود.
اين رويه؛ به اين معنا است كه واقعا اساتيد اين حوزه نه خود را باور دارند و نه اساتيد ديگر را!!! به واقع اين اساتيد عقيده دارند كه به غير از تلف كردن عمر دانشجويان ارتباطات، هيچ عملي انجام نمي دهند و اگر دانشجوي كوشايي نيز پيدا شود كه بخواهد فعاليت علمي انجام دهد حتما بايد به منابع انگليسي كه اساتيد ايراني تدريس نكرده اند مراجعه نمايند!!!
البته مي توان يك دليل ديگر نيز براي اين رفتار ناصواب اساتيد ارتباطات برشمرد و آن اينكه آنها بجاي آموختن اصول علمي و پايه اي دانش ارتباطات؛ كه دانش آموختگان بتوانند با يافته هاي محيطي خود آنها را پرورش دهند به ارائه نتايج يافته هاي خود و ديگران بسنده كرده اند و بجاي آموزش ماهي گيري؛ فقط ماهي به دانش آموختگان داده اند تا در صورت نبودن آنها، دانش آموختگان نتوانند كاري از پيش برند كه اين نيز دور از منش استادي است.
شايد استادي بگويد: اساتيد روش شناسي را به دانشجويان درس مي دهند و حفظيات را كه شامل ادبيات نيز مي شود به آنها تدريس نمي كنند. اگر اينطور سخني نيز به ميان بيايد؛ بايد گفت اين ادعا گزافه اي بيش نيست. چون غالب اساتيد محترم در روش شناسي داراي مشكلات اساسي هستند و عدم رشد ارتباطات در ايران به خاطر همين عدم شناخت روش شناسي در حوزه ارتباطات است كه باعث شده اساتيد به روش هاي گردآوري اطلاعات، روش شناسي بگويند و احتمالا با حرفهاي دهن پركن تحقيقات كيفي و تحليل گفتمان و . . . مي خواهند خود را برتر از ديگران نشان دهند در صورتي كه سخن از اين موضوعات فراتر است.
نتيجه آنكه خوب است اساتيد ارتباطات اجتماعي؛ خود و همكاران خود را باور كنند و از دانش آموخته هاي اين حوزه انتظار داشته باشند از يافته هاي اساتيد نيز به عنوان پايه و اساس ايده هاي جديد استفاده كنند و اگر دانش آموخته اي بدون استفاده از منابع خارجي مطلبي [ مقاله يا پايان نامه اي] را تهيه كرد بر وي خورده نگيرند و اگر آن كار ضعيف شد آن را به پاي خود بنويسند كه نتوانسته اند به نحوي تدريس كنند تا دانش آموختگان اين كشور محتاج بهره گيري از اساتيد خارجي نباشند و اگر باور دارند كه استاد قابل و كاملي نيستند . . .