نداشتن رويكرد و دستگاه تحليل ؛
مهمترين عامل بي تأثيري وبلاگها در ايران
چند ميليون وبلاگ فارسي در كشور ايران وجود دارد و تقريباً كمتر دانش آموخته دانشگاهي، فاقد اين ابزار ارتباطي مي باشد اما سوال اينجا است كه در جامعه اي كه ميليونها وبلاگ وجود دارد چرا هيچيك از اين وبلاگها تأثير گذار نيستد؟ و هركس حرف خويش را مي زند بدون اينكه به تاثير نوشته هاي خود بر ديگر شهروندان عنايتي داشته باشد! و جالب آنكه معدود افرادي هم كه به تأثير مي انديشند بجاي پيداكردن راه حل، صورت مسأله را پاك كرده و از نوشتن در وبلاگ صرف نظر مي كنند!
علل گوناگون براي بي تأثيري وبلاگها مي توان بر شمرد از جمله؛ افاهي و غير تخصصي بودن، بي توجهي به نيازهاي مخاطبان، بي توجهي به شباهت نوشتار خود با ديگران، كپي آثار ديگران، عدم لينكهاي مرتبط و رفاقت بازي در لينك، نداشتن لينك متني، عدم توجه به فيلتر بودن برخي سايتها در دادن لينك، عدم توجه به شباهت متن نوشته شده با متنهاي ديگر در اينترنت، مثله و ابتر نويسي بجاي كوتاه نويسي، درج مطالب غير مرتبط با موضوع وبلاگ، در حد و اندازه نويسنده نبودن مطالب، عدم استفاده از ارجاعات در متن و ده ها علت ديگر. در اين نوشتار قصد بررسي هيچيك ار اين علل نيست بلكه به موضوعي مهمتر و اساسي تر يعني داشتن «رويكرد و دستگاه تحليل» مي باشد. [البته كساني كه از سر تفنن وبلاگ مي نويسند مقصود اين نوشتار نمي باشد]
اساسي ترين آفت وبلاگ هاي نداشتن رويكرد است اكثر كساني كه به نوشتن روي مي آورند فراموش مي كنند كه از خود بپرسند «چرا ديگران بايد نوشتار آنها را بخوانند؟» اگر نوشتار ما نيز شبيه نوشته هاي ديگران باشد لذا بايد به شهروندان حق داد كه نوشته هاي افراد و يا سايتهاي معروف و معتبر را مطالعه كنند و هيچ دليلي ندارد كه وقت خود را صرف وبلاگ ما نمايند.
به تعبير ديگر هرچند داده هاي موجود و منتشر شده در جامعه يكسان می باشد اما اين رويكرد و دستگاه تحليل متفاوت افراد و گروه ها است كه اين داده ها را تبديل به اطلاعات جديد و متفاوت مي سازد و انگيزه مطالعه را در خوانندگان ايجاد مي كند. حال اگر رويكرد و دستگاه تحليل همه وبلاگ نويسان يكسان و يك شكل باشد [البته اگر دستگاه تحليلي وجود داشته باشد] به تبع نوشته ها نيز [مانند وضعيت كنوني] همه يكسان خواهد شد و اگر شهروندي يكي از اين مطالب را در وبلاگی مطالعه كند انگار تمامي وبلاگ ها را مطالعه كرده و ديگر نيازی به تكرار مكررات و خواندن دیگر وبلاگ ها نخواهد داشت.
شايد عده اي بگويند كه رويكرد ما ارتباطاتي، سياسي، اجتماعي و غيره است در صورتي كه اين رويكرد به قدري موسع است كه هيچ فرد و حتي سازماني توان پوشش كامل آن را ندارد و اين نشان مي دهد كه نويسنده وبلاگ بدون تأمل و غير واقع بينانه، حوزه مورد نظر را انتخاب كرده است. لذا ضروري است در تعيين حوزه مورد نظر، تحديد موضوع به اندازه اي باشد كه در توان علمي، زماني و فناوري نويسنده وبلاگ باشد به تعبير ديگر يك دانشجو به طور حتم با زمان كم فراغتي و دانش محدود خود نمي تواند مسائل و مشكلات اجتماعي يك شهر [حتي كوچك] را نيز پوشش دهد چه رسد به تمامي موضوعات اجتماعي در آن حوزه.
پس از انتخاب و تحديد حوزه كاري، ضروري است كه دستگاه تحليل براي مخاطبان تشريح گردد. دستگاه تحليل به دو صورت مي تواند باشد. 1- پرداختن به موضوعی خاص 2- پرداختن به موضوعات متنوع اما تنها با يك دستگاه تحليل.
در شيوه اول وبلاگ نويس حوزه اي را تحديد كرده و تمامي تلاش و دانش خود را در حوزه مورد استفاده متمرکز می کند بطور مثال در همان موضوع اجتماعي، اخبار و اطلاعات مربوط به «كودكان كار» را به صورت مستمر استخراج نمايد و روي آنها تحليل بنويسد و نشان دهد مسئولان و دست اندركاران به اين امر عنايت ندارند و يا عملكرد مطلوبي ندارند و به تعبیر دیگر بانک اطلاعاتی در این حوزه گردد. اين شيوه مي تواند در مورد تمامي حوزه ها و دستگاه هاي اجرايي و غير اجرايي و حتي مسئولان نظام نیز صادق باشد به تعبير ديگر مي توان مسئولي را بطور روزانه رصد كرد و عملكرد ضعيف يا قوي آن را در معرض ديد مخاطبان قرار داد.
شيوه دوم كه كمي مشكل تر مي نمايد و در حقيقت با تمرين و ممارست حتي ساده تر از شيوه اول نيز مي باشد استفاده از دستگاه تحليل اختصاصي مي باشد. عصر كنوني عصر تخصص است و ديگر همانند گذشته نيست كه افراد در تمامي حوزه ها تخصص داشته باشند و در خصوص دانشجويان و جوانان اين امر خيلي مهمتر است زيرا جوانان با توجه به كمي تجربه و دانش، مي خواهند هرچه سريعتر وارد عرصه نوشتن شوند و معلوماتي همچون نويسندگان بزرگ كشور [مانند شمس الواعظين، بهنود، ابراهيم نبوي، زيد آبادي و ...] ندارند؛ لذا مي بايد يك دستگاه تحليل براي خود انتخاب و پرورش دهند و از همان زاويه و رويكرد به تحليل موضوعات بپردازند. مشخصاً در حوزه رسانه اي مي توان با رويكرد؛ برخورد دوگانه با موضوعات داخلي و خارجي، مغالطه شناسي، حقوق رسانه، فنون تبليغي، اخلاق رسانه، روش شناسي رسانه، سياست گذاري رسانه، مديريت رسانه، خبر نويسي، ويراستاري و غيره تمامي مطالب مرتبط را مورد بررسي قرار داد. بطور مثال مي توان تمامي سخنان رئيس جمهوري را از جنبه مغالطه گري واكاوي و تحليل كرد و نشان داد كه ايشان از چه تمهيداتي براي اقناع عوام در تبليغات خود بهره مي گيرند.
از محاسن داشتن «دستگاه تحليل تخصصي» اين است كه نويسنده پس از مدتي در آن حوزه به قدري متبحر مي شود كه از لحاظ قانوني نيز هيچ مطلبي بر خلاف قانون يا عرف نخواهد نوشت و به تعبير ديگر دچار مشكلات حقوقي برخي از وبلاگ نويسان نخواهند شد و به اين ترتيب هم رسماً وبلاگ نويسي كرده و هم از تمامي تهديدات حاكميت و نظام قضايي مصون خواهد ماند.
و درنهايت به علت متبحر شدن در دستگاه تحليل مورد نظر، مي تواند مطالبي انحصاري و متفاوت از ديگران نوشت كه اين تفاوت خود عامل جذب مخاطبان فرهيخته خواهد شد و در صورت موفقيت، وبلاگ ايشان به عنوان يك منبع اطلاعاتي مورد استناد ديگران قرار خواهد گرفت كه در بلند مدت اين رويه باعث ايجاد تغيير در حوزه عمومي و حتي حاكميت خواهد شد.