تبليغاتX
منتقد ارتباطات - تحريم SMS خطاي استراتژيك مبارزه مسالمت آميز
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

تحريم SMS خطاي استراتژيك مبارزه مسالمت آميز

   چند روز از باز شدن سيستم  SMS مي‌گذرد اما SMS ي نرسيد تصور كردم شايد دوستان از باز شدن SMSها اطلاع ندارند لذا به عده‌ از آنها SMS زدم كه در جواب دوستي نوشته بود كه چون SMS ها توسط حاكميت كنترل مي شود لذا ما آن را تحريم كرده‌ايم!!!!! !!! و سایت بازنگار را كه رصد مي كردم ديدم چند وبلاگ نويس ديگر نيز به صف اين تحريم پيوسته اند!
   واقعاً مبهوت از اين عمل «دشمن شاد كن» شدم! چگونه دوستان به اين نتيجه عجيب و غريب دست يافته‌اند، از عجايب روزگار كنوني اصلاح‌طلبان است! چگونه مي‌شود عده‌اي به اختيار خود «ابزار ارتباطي» حوزه عمومي كه توانست خارج از اختيار حاكميت، «موج سبز» در اين كشور را ايجاد كند تحريم كنند؟
   ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه رسانه‌هاي آن يا دولتي است يا تحت كنترل دولت قرار دارد و تنها ابزارهاي ارتباطي «حوزه عمومي» در ايران، اينترنت بود كه اين امر با SMS وضعيت جديدي پيدا كرد و جامعه داراي «ابزار جديدي ارتباطي» براي برقراري ارتباط همگاني شد و SMSها در انتخابات 1388 رياست جمهوري از حالت انحصار «ابزار ارتباطي شخص» خارج و در عرصه عمومي ايفاي نقش كرد، و بار ديگر جنبش اصلاح‌طلبي را كه مدت‌ها در محاق بود را مجدد احيا كرد. اين خطر توسط حاكميت شناخته شد و لذا براي «كودتاي 22 خرداد» SMSها را قطع كردند و توانستند بر خلاف خواست ملت عمل نمايند.
    حال چگونه شده است كه عده‌اي مي‌خواهند اين «ابزار ارتباطي» را تحريم كنند؟ تحريم SMSها چه نتيجه‌اي براي جامعه دارد؟ آيا شركت‌هاي عرضه كننده ورشكست مي‌شوند و دولت مشكل اقتصادي پيدا مي‌كند؟ آيا SMS نزدن و سكوت راه پيشرفت «جنبش اصلاحات» مي‌شود؟ آيا بي اطلاع ماندن شهروندان حتي به صورت تلگرافي، عامل توسعه «جنبش اصلاحات» است»؟ شايد عده‌اي دليل بياورند كه حاكميت SMS زننده‌ها را رصد و شناسايي مي‌كند و براي در امان بودن بايد از آن استفاده نكرد آيا تصور مي كنيد كه جرم SMS زدن آنقدر بزرگ است كه افراد را بتوانند بازداشت يا پيگرد قضايي كنند؟
    در پاسخ از انتهاي سوالات شروع مي‌كنيم. تصور اول اين است كه SMS زننده‌ها شناسايي مي‌شوند. بايد گفت تمامي كساني كه فعاليت نيم بند هم در كشور دارند رصد و شناسايي شده هستند و اين وضعيت مربوط به گذشته و امروز نيست. وزارت اطلاعات ايران از قوي ترين وزراتهاي اطلاعاتي در سطح جهان است و لذا هيچ دليلي ندارد كه كسي بخواهد تصور كند كه با زدن SMS شناسايي مي شود بلكه در «جنبش‌هاي مسالمت آميز» بايد اين پيش فرض وجود داشته باشد كه من هميشه رصد مي شوم و لذا نبايد كاري انجام دهم كه منشأ برخورد حاكميت با من شود. كساني كه تصور نمي‌كنند توسط حاكميت شناسايي شده‌اند و مستدام رصد مي‌شوند كساني هستند كه بيشترين آسيب را مي‌بينند در صورتي كه اشخاصي كه واقع بينانه وارد «جنبش‌هاي مسالمت آميز» شده اند كمتر با مصائب رو به رو هستند.
  نكته دوم اين است كه اگر همه از SMSها استفاده كنند حاكميت كمتر توان رصد تك تك شهروندان را خواهد داشت. در صورتي كه اگر عده‌اي SMSها را تحريم كنند و آن جنبش سراسري ها وجود نداشته باشد به راحتي افراد رصد مي‌شوند. از جنبه ديگر نمي‌توان همه را به جرم «مشروع ندانستن انتخابات 1388» در SMSها مجازات و توبيخ كرد اما زماني كه SMSها تحريم باشد عده كساني كه با SMS مخالفت مي‌كنند كم شده و لذا امكان برخورد حاكميتي نيز به وجود مي‌آيد.
   مخدوش كردن انقلاب SMSها يكي ديگر از مضرات تحريم SMSها است. امروز جهان متوجه شده است كه در ايران SMSها نقش زيادي در تحولات ايران پيدا كرده اند و لذا به طور غير مستقيم جنبش اصلاحات در جهان مطرح مي‌شود و از سوي ديگر محدوديت و دولتي بودن رسانه‌ها ايران را در جهان نشان مي‌دهد حال موضوعي كه مي‌تواند غير مستقيم به «جنبش اصلاحات» كمك كند را چرا بايد تحريم كرد؟
   آيا سكوت و انفعال SMSي نتيجه‌اي دارد؟ اگر SMSها را تقسيم بندي كرد مقدار كمي از آنها جنبه اطلاع رساني داشتند و بيشتر آنها لطيفه‌هاي بنيان بر اندازي بودند كه ايجاد شور و نشاط در «اصلاح‌طلبان» ايجاد مي‌كرد. بايد خاطر نشان كرد كه اكثر «جنبش‌هاي اصلاح‌طلبي» «شادي بخش و نشاط انگيز» هستند كه اين روش خستگي و يأس را از بين مي‌برد و امكان مي‌دهد كه شهروندان طولاني مدت در صحنه باقي بمانند. اما زماني كه ابزار شادي بخش از بين برود كم‌كم جامعه نيز نشاط خود را از دست داده و دچار يأس و نااميدي مي‌شود كه اين تحديد «جنبش اصلاح‌طلبي» را به همراه دارد.
   جنبه ديگر مبحث اطلاع رساني SMS ها است بايد دانست كه در جامعه ايران كمتر شهروندان علاقه به رسانه‌هاي سياسي دارند اما SMSها مي‌توانند اطلاعات سياسي را در اسرع وقت در اختيار آنها قرار دهند و تحرك سياسي را فعال نگه دارند كه در صورت تحريم SMSها اين بخش از شهروندان از حيطه فعالان «جنبش اصلاح ‌طلبي» خارج مي‌شوند. بطور مثال اگر گفته شود كه در ايران 19 نفر از شهروندان در درگيري با عوامل حاكميت كشته شده‌اند و همگان بدانند آيا تحرك براي جلوگيري از رفتارهاي آتي را مهيا نمي‌سازد.
   تحريم SMS ها و ضربه اقتصادي زدن به حاكميت آنقدر كودكانه است كه از پاسخ به آن صرف نظر مي‌شود.
نتيجه
   تحركت جديد «جنبش اصلاحات» در قالب ««موج سبز» مديون SMSها است و لذا حاكميت و همفكران آنها بر اين شده‌اند كه اين «ابزار ارتباطي» را از دور خارج سازند. مهمترين روش در برخورد كوتاه مدت قطع SMSها بود و در بلند مدت تحريم آن است تا در مقطعي كه «موج سبز» توان لازم براي «ابطال انتخابات» و يا «استعفاي دولت جديد» را دارد از دور خارج سازند و موج سبز را خاتمه بخشند. متاسفانه برخي دوستان دانسته يا نادانسته با تحريم SMS ها آب به لولهنگ حاكميت مي‌ريزند و رفتار ناشايست آن را تداوم مي بخشند.

     احمدي‌نژاد؛ استعفا! استعفا!   

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 20:23  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results