تبليغاتX
منتقد ارتباطات - صداوسيما تداوم دهنده جنبش سبز
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

صداوسيما تداوم دهنده جنبش سبز

   بعد از ضرب و جرح و كشتار شهروندان در 25 خرداد، و دستگير‌ي‌هاي گسترده سران اصلاح‌طلب، جنبش سبز اصلاح‌طلبي در ظاهر در محاق قرار گرفت و اينطور تصور شد كه اين جنبش با رعب و وحشت ايجاد شده توسط حاكميت، سركوب گرديده و از جريان باز ايستاد.
   هرچند جنبش اصلاح‌طلبي در صدد بود با استفاده از ابزار «انتخابات» تغييرات لازم را در كشور ايجاد كند اما با تقلب انجام شده و تاييد نهايي شوراي نگهبان، تنفيذ و تحليف رئيس جمهور، فعاليت در اين حوزه ديگر كارآمد نبود و لذا جنبش اصلاح‌طلبي در صدد پيدا كردن راهي ديگر براي حضور در اجتماع سياسي است كه در حال حاضر با اختناق موجود امكان ظهور و بروز كافي ندارد. هرچند جنبش اصلاح‌طلبي در ظاهر در محاق است اما اين ظهور و بروز توسط «صداوسيماي انحصاري دولت» در قالب شو دادگاه‌هاي هفتگي ادامه پيدا كرده است.
   نظريه‌هاي متعددي در عرصه ارتباطات و رسانه‌ها وجود داد كه «تاثيرات معكوس» رسانه‌ها را نشان مي دهد كه در اين خصوص مي‌توان به دو نظريه «بومرانگ» و «تاثير عليرغم ميل موجود» اشاره داشت. اين نظريه‌ها بيان كننده اين هستند كه پيام‌هاي رسانه‌اي مي‌توانند تاثيراتي بر مخاطبان و جامعه بگذارند كه اصلاً مد نظر نداشته‌اند و گاهي صد در صد مخالف اهداف مورد نظر نيز باشد.
   صداوسيما نيز با انعكاس دادگاه‌هاي فرمايشي حوادث پس از كودتاي 22 خرداد، در صدد بود اينگونه وانمود سازد كه اين جريانات پيش از انتخابات طراحي شده بود تا بتواند جامعه را به سمت آشوب و تصاحب انتخابات سوق دهند. اما در اين نمايش تلويزيوني چيزي كه فراموش شد دسته بندي مخاطبان صداوسيما بود. هرچند مديران صداوسيما نيز به خوبي واقف هستند كه اينگونه برنامه‌ها تنها بر مخاطبان خودي و سر سپرده تاثير مثبت دارد اما چند نكته به ذهن منجمدشان خطور نكرد.
   1- براي مديريت بحران [هرچند رسانه بايد بي‌طرف باشد ولي در صورتي كه مانند صداوسيما يك طرف منازعه است] بايد آنگونه وانمود ساخت كه بحران خاتمه يافته و مشكل يا معضل حل شده است. اما با برگزاري دادگاه‌هاي فرمايشي و موارد دور از اخلاق، عرف و قانون؛ عكس العمل شديد اصلاح‌طلبان را به همراه داشته است به با برگزاري هر بار اين داد‌گاه‌هاي فرمايشي، صبح روز بعد صف خريداران روزنامه‌هاي اصلاح‌طلبي افزوده شد. به اين ترتيب علاوه بر تداوم بحران، تشديد بحران را نيز به همراه داشت به خصوص آنكه تاكنون هيچ‌يك از سران اصلاح‌طلب اعترافي مبني بر وابستگي به كشور‌هاي ديگر يا نقشي در به آشوب كشاندن كشور نداشته‌اند.
   2- مخاطبان صداوسيما هرچند به دو دسته طرفداران و مخالفان دولت و صداوسيما تقسيم مي‌شوند. اما نكته اساسي در اينگونه تبليغات آن است كه طرفداران صداوسيما و دولت را شهرونداني تشكيل مي‌دهند كه از سطح تحصيلات و دانش پاييني برخوردار هستند كه دسترسي به اينترنت، مطبوعات و شبكه‌هاي ماهواره‌اي ندارند و محصور در برنامه‌هاي صداوسيما و تبليغات دولتي قرار دارند. اينگونه شهروندان ساده دل هيچگونه حضوري در جامعه به استثناي زمان انتخابات و راهپيمايي‌هاي روز قدس و 22 بهمن ندارند. اين گروه‌ها از قبل نيز ارادت و پايبندي خود را به دولت كنوني ابراز داشته‌اند و نياز به نمايش كنوني ندارند. گروه نام برده شده هيچگونه نمودي خارج از حيطه بر شمرده شده ندارند كه نمونه آن درخواست حمايت از رئيس جمهور تقلبي بود كه با پشتيباني صداوسيما،‌ سازمان‌هاي دولتي و بسيج، حتي به يك پنجم تجمع 25 خرداد نيز نرسيد.
   اما در مقابل گروه مخالف كساني هستند كه در تمامي ادارجات، شركت‌ها، دانشگاه‌‌ها و حتي در بين تحصيل‌كردگان بيكار نيز وجود دارد كه در صورت عدم محدوديت و رعب و وحشت، نمود چند ميليوني در شهر‌هاي بزرگ دارند. اين گروه كه به هيچ وجه تحت تاثير تبليغات صداوسيما قرار نمي‌گيرد تمامي اركان جامعه را در دست دارند و آنها هستند كه جامعه را به هر سمتي كه بخواهند هدايت مي‌كنند.
   نمود بارز اين شهروندان اعتصاب اعلام نشده كنوني [استن‌باي] است كه تمامي اركان كشور در فترت و ايستايي به سر مي‌برد و ركود بر تمامي اركان كشور حاكم شده است و روز به روز حاكميت را ناتوان‌تر از گذشته مي‌سازد. اين شهروندان هر بار با تماشاي دادگا‌هاي فرمايشي رفتار ناهنجار و دور از اخلاق و مروت مسئولان كنوني را به ياد مي‌آورند و اين تداوم و تشديد بحران را به همراه دارد.
    3- عدم توجه به اعتبار نهايي پيام؛ هر ارتباطي به قول «علي‌اكبر فرهنگي» داراي سه اعتبار 1- اوليه [نگرش مخاطب قبل از ارتباط نسبت به پيام] 2- ثانويه [نگرش مخاطب در حين ارتباط نسبت به پيام] و 3- نهايي [نگرش مخاطب پس از ارتباط نسبت به پيام] است. بايد عنايت داشت كه تمامي شهروندان حتي موافقان نيز مي‌دانند كه زندانيان در محيطي هستند كه امكان هرگونه اعترافي حتي بر خلاف منافعشان نيز مي‌رود لذا اين دادگاه‌ها داراي اعتبار اوليه منفي كامل هستند. اما شايد در مرحله پخش مخاطبان مفتون دادگاه و اراجيف دادستان و قاضي قرار گيرند. اما همين افراد پس از نمايش دادگاه‌هاي فرمايشي، با مراجعه به مطبوعات، سايت‌هاي اينترنتي، راديو و تلويزيون‌هاي فارسي زبان بيگانه و تعامل و تعاطي افكار با شهروندان ديگر، در صورت تاثير موقت، آن تاثيرات نيز از بين مي‌روند و اعتبار منفي دادگاه‌هاي فرمايشي و رفتار صداوسيما پيدا مي كند.
نتيجه‌گيري
   دلايل بسياري وجود دارد كه نشان دهنده تاثير معكوس نمايش دادگاه‌هاي فرمايشي اصلاح‌طلبان در صداوسيما است كه به چند مورد آن اشاره شد اما غرض بر اين بود كه نشان داده شود «عدو نيز سبب خير خواهد شد» و صداوسيما پس از فروكش كردن جنبش اصلاح‌طلبي و سبز، با برگزاري شو دادگاه‌هاي فرمايشي، اين جنبش را به روز نگه داشت تا شهروندان هر روز سوژه‌اي براي گفتگو و مباحثه داشته باشند و جنبش تداوم بروز خود را بيش از پيش داشته باشد و همچنين هزينه‌اي تيز پراخت نكند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 18:36  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results