آيا سازمان صداوسيما مشكل استقلال مالي دارد؟
پس از انتخابات 22 خرداد [1388] و عملكرد بد حاكميت و دولت احمدينژاد؛ ركود اقتصادي بيسابقهاي كشور را فرا گرفت كه اين، بعلاوه تحريم صداوسيما باعث شده است كه برآورد درآمد 320ميليارد توماني صداوسيما از تبلیغات بازرگانی (سبيلان 1387) تا پايان نيمه اول 1388 تحقق پذير نباشد. براي جبران اين كسري سازمان ترفند استقلال مالي صداوسيما را به ميان آورده است و مدعي شده كه صداوسيما فاقد استقلال مالي است و آن را عاملي براي فشار دولت و مجلس بر اين سازمان دانسته و مدعي است كه اين وابستگي دست سازمان را براي داشتن آزادي عمل بسته است! و تا حدودي نيز رفتارهاي ناشايست و غير اخلاقي اين سازمان در انتخابات و وقايع پس از آن را توجيه مينمايد. كه لازم است در اين نوشتار مقداري در خصوص غير منطقي بودن اين استدلالها مطالبي آورده شود.
سازمان صداوسيما در مجموع براي سال 1388 مجوز دريافت مبلغ 870 ميليارد تومان بودجه از مجلس را گرفته است! اين مبلغ به قدري كلان و بزرگ براي يك سازمان رسانهاي است كه در هيچ مخيلهاي قابل گنجاندن نيست. چگونه رسانهاي كه فاقد رقيب داخلي است و برنامههايي با كمترين كيفيت و تكراري در تمامي شبكههاي خود را با اين هزينه سرسام آور ارائه ميكند از عجايب اقتصاد و مديريت رسانه محسوب ميشود.
اگر سري به سازمان صداوسيما زده شود مشاهده ميشود كه اين سازمان از حالت رسانهاي خارج شده و تبديل به كريدور قدرت شده است و افرادي در اين سازمان مشاهده ميشوند كه فقط حقوق ميگيرند و حتي شايع است كه 40% كاركنان اين سازمان مدير محسوب ميگردند! و از مزاياي مديريت منتفع ميگردند. چگونه است كه يك سازمان بي كيفيت بايد 46000 نيرو در اختيار داشته باشد اما يك برنامه كه قابل باشد در طول هفته نتوان در آن پيدا كرد. پس اين همه پرسنل و بودجه كذايي براي چه چيزي است؟
اما بودجه سازمان تا كنون از رشد معمول و حتي بيشتر از معمول برخوردار بوده است به نحوي كه نه دولت و نه مجلس توان كسر كردن آن را نداشتهاند، به تعبير بهتر حتي در زمان اصلاحات سازمان صداوسيما بودجه خود را به مجمع تشخيص كشاند و بودجه مد نظر خود را بجاي مجلس در مجمع تشخيص مصلحت نظام [كه آقاي رفسنجاني رئيس آن هستند و امروزه بيشترين ضربه را از صداوسيما ميخورند] تامين كردند. به اين ترتيب مشاهده ميشود كه سازمان صداوسيما هرچند در ظاهر وابسته مالي به مجلس شوراي اسلامي است اما در باطن با لابي و شانتاژهاي خود توانسته بودجه مد نظر خود را از اين قوه دريافت نمايد.
اما دولت نيز هيچگاه 100% بودجه مصوب مجلس را به سازمانها اختصاص نميدهد و با توجه به درآمدهاي خود، درصدي را اختصاص ميدهد. كه در اين خصوص هزينههاي جاري درصدي بيشتر و هزينههاي تملك و دارائي درصدي كمتر دريافت ميكنند. اما بررسي بودجه دريافتي صداوسيما از دولت نشان ميدهد كه اين سازمان حتي در دولت آقاي خاتمي نيز بودجه جاري بر خلاف تمامي سازمانها 100% دريافت كرده است و تنها در بودجه عمراني بين 70 تا 85 درصد دريافت كرده كه بازهم به نسبت تمامي سازمانها مستثني بوده است.
از سوي ديگر اين سازمان بودجههايي را نيز در قالب مصوبات هيأت دولت دريافت مينمايد كه نياز به مصوبه مجلس شوراي اسلامي نيز ندارد بايد به اين موارد مبالغي را هم كه سازمان صداوسيما در ازاء پخش برنامههاي مرتبط به سازمانها و وزارتخانههاي ديگر، از آنها دريافت مينمايد را بايد افزود.
همه اين توضيحات در حالي است كه رسانهها در تمامي دنيا به عنوان موسسات اقتصادي و درآمدزا شناخته ميشوند و به دولتها ماليات و عوارض پرداخت ميكنند. حال چگونه در اين وضعيت بر شمرده شده سازمان صداوسيما فرياد و فغان از عدم استقلال مالي خود دارد از آن مواردي است كه با هيچ عقل سليم و منطقي جور در نميآيد.
منابع:
سبيلان اردستاني حسن (87/11/29( اعتبارات سازمان صدا و سيما در لايحه بودجه سال 1388
http://sabilan.blogfa.com/post-51.aspx