آقاي دكتر مسعودي؛ بحران كاغذ اينطوري نيست!
« در کنار اخبار گراني سرسام آور قيمت کاغذ تحرير روزنامه در روزهاي اخير،نشانه هاي بروز احتمالي يک بحران ناگزير وناخواسته در مطبوعات کشور است. » «مديران برخي از مطبوعات گفته اند با توجه به گراني اجناس و کاهش قدرت خريد مردم،امکان افزايش قيمت تک شماره نشريات فعلا وجود ندارد.مردم نمي تواننداز خريد کالاهاي مصرفي مثل نان و آب بکاهند وروزنامه بخرند.بحران گراني کاغذ و زيان دهي ناشي از آن، ظاهرا تعدادي از صاحبان نشريات را به فکر توقف انتشار انداخته است. فراموش نکنيم کاغذ در بازار موجود است.فقط واسطه هاي عزيز به سود عادلانه رضايت نمي دهند! اميدوارم وزير انديشمند فرهنگ وارشاد اسلامي براي اين بحران احتمالي چاره انديشي کنند»
بحران كاغذ يكي از مضحك ترين مو ضوعاتي است كه بجاي پرداختن به علت واقعي آن هميشه كاسه كوزه ها سر واسطه ها [. فراموش نکنيم کاغذ در بازار موجود است.فقط واسطه هاي عزيز به سود عادلانه رضايت نمي دهند! ] مي شكند.
منشا واسطه گري دو قيمتي بودن قيمت كاغذ در بازار است. يعني يك قيمت دولتي و ارزان قيمت و يك قيمت آزاد وجود دارد كه به تبع رسانه ها و انتشاراتي ها كاغذ دولتي [ و البته فيلم و زينك] را از دولت مي گيرند و بخشي از آن را استفاده و مابقي را در بازار آزاد به فروش مي رسانند و لذا شما شاهد قصر كيهان و اطلاعات در كشور هستيد و كسي نمي پرسد اين رسانه هايي كه درآمد ندارند چگونه مي توانند قصر بسازند؟؟؟اين دو قيمتي بودن تا زماني كه حاكم باشد اين فساد را نيز به همراه خواهد داشت.
عامل ديگر انحصارات واردات كاغذ به كشور است و اين نيز با حمايت دولت و حاكميت انجام مي شود و اگر انحصار دولتي وجود نداشت و هركسي مي توانست كاغذ وارد كند ديگر كلمه اي به نام واسطه كه آقاي دكتر همه كاسه و كوزه ها را سر آنها مي شكنند وجود نمي داشت.
نهايت روزنامه نيز گران شود مگر چه اتفاقي مي افتد؟؟؟ آيا شما نيز اجنبي پرست هستيد كه فقط به اجانب مي خواهيد ثابت كنيد كه تيراژ مطبوعات كشور ايران زياد است و اين را يكي از مولفه هاي توسعه ارتباطات در كشور محسوب كنيد و به جهانيان پز بدهيد كه ما توسعه يافته ايم هرچند مطبوعات ما حرفي براي گفتن نداشته باشند[ يا نتوانند بنويسند].
آقاي دكتر مسعودي همه هم و غم وزارت ارشاد «يارانه كاغذ» شده است و از تمامي وظايف فرهنگي ديگر خود غفلت كرده است اما آيا شما تا بحال پرسيده ايد كه اين يارانه به كدام مطبوعات و كتابها تعلق مي گيرد ؟؟؟؟؟؟؟ آيا وزارت ارشاد ليست يارانه هاي هر روزنامه يا انتشاراتي را در اختيار شهروندان [ كه قبل از انتخابات آقا و سرور خدمت گذاران بوده اند و بعد از آن صدقه گيران] قرار مي دهد؟؟؟ آيا روزنامه هاي پر تيراژ كيهان ، اطلاعات، همشهري ، جام جم و ايران[ البته بعد از رفع توقيف] دولتي [ به معناي عام] نيستند؟؟؟؟ كدام حاكميتي يارانه به خود داده است كه در كشور ايران باب شده است!!!! خوب يكدفعه در اول هر سال اين نياز بودجه اي را در قانون بودجه ملحوظ سازند و از اين كارهاي مضحك و عوام فريب دست بردارند.
در عين حال تمام روزنامه هاي خصوصي و انتشارات خصوصي معتقدند كه اين دخالت دولت در فيلم و زينك و كاغذ باعث عدم رشد مطبوعات و كتاب در كشور است و دولت براي زمين زدن ديگران از ترفند و تمهيد يارانه و تسهيلات ديگر بهره مي گيرد.
استاد گرامي اين بحث سنگين و طولاني است و تصور نمي كنم شما نيز بخواهيد از عملكرد دولت در عرصه رسانه ها و چاپ دفاع كنيد اما در صورت علاقه من نيز مي توانم اين بحث را ادامه دهم.
« داد مردم از بيدادگراني»، اين تيتر چند روز پيش کيهان وگزارش خواندني مجيد رزازي، در کنار اخبار گراني سرسام آور قيمت کاغذ تحرير روزنامه در روزهاي اخير،نشانه هاي بروز احتمالي يک بحران ناگزير وناخواسته در مطبوعات کشور است.
براساس شنيدني ها،که اميدوارم صحت نداشته باشد، مديران برخي از مطبوعات گفته اند با توجه به گراني اجناس و کاهش قدرت خريد مردم،امکان افزايش قيمت تک شماره نشريات فعلا وجود ندارد.مردم نمي تواننداز خريد کالاهاي مصرفي مثل نان وآب بکاهند وروزنامه بخرند.بحران گراني کاغذ و زيان دهي ناشي از آن، ظاهرا تعدادي از صاحبان نشريات را به فکر توقف انتشار انداخته است.
فراموش نکنيم کاغذ در بازار موجود است.فقط واسطه هاي عزيز به سود عادلانه رضايت نمي دهند!
اميدوارم وزير انديشمند فرهنگ وارشاد اسلامي براي اين بحران احتمالي چاره انديشي کنند.
نوشته شده در پنجشنبه هشتم تير 1385ساعت 22:45 توسط دکتراميد مسعودي |
نظر بدهيد